تبليغاتX
 گر به خود آیی به خدایی رسی
گر به خود آیی به خدایی رسی
از ره غفلت به گدایی رسی گر به خود آیی به خدایی رسی
گر به خود آیی به خدایی رسی


بهوش باشيد! من قاصد صاعقه ام
و يك قطره باران درشتي از ابرها ميپاشم
ولي صاعقه اي كه من قاصد آنم انديشة تجربه شده است

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
< a href="cat-1.aspx" class="links" target="_blank">سخنان بزرگان
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
گر به خود آیی به خدایی رسی

 به نام او که اکنون مي سرايد     به هر حرفي غباري مي زدايد


 

 به نام او که گفتارش عيان است     که گفتار عيان ني در زبان است


 

نيرنگي ار براي ننگي.


 

 راز چيست؟ همراز کيست؟


 

 چشم به افق دوخته ام ،به دنبال نشانه اي مي گردم. بياييد دست در دست


 

 هم دهيم ، راز انسان بودن را بجوييم و اسير نياز هاي دروغين خويش


 

  نباشيم.


 

 اي انسان حضور تو در هستي اينگونه معنا شده است:


 

 گاهي ، نگاهي بر راهي ، دل حزين . گاهي ، آهي تا سحرگاهي ، آتشين .


 

 شور بر دل ، نوري در جان ، اين نشان توست و تو خود بي نشان . تا


 

  ندائي از جان در جهان مي خواند تو را ، اي همراز:


 

 بنشين تندي مکن ، برخيز و کندي مکن . به رو برو نظر کن . از


 

ترس حذر کن . بگرد و ثابت باش . قدم پيش نه و صد دل نباش . در


 

 خويش بياساي . آزرده مباش که راه را بر تو مي نماييم .


 

 در بين خلايق ولي از خلق جدا باش 


 

                                         در جامه ي انساني در خُلق خدا باش


 

 با سفر در ظلمتکده ها ، روشنائي را يافتم و به سويش شتافتم و دانستم


 

  که انسان ، مسافر و مبارز شهر روشنائيهاست ، اي انسان نيرويي در


 

 وجودت همواره منتظر توست . نيروي آزادي و استعداد شکوفايي و


 

  تمنّاي سفر روشنائيها . اي همرازان ، از عالم درون خويش غافليم ،


 

  گوئي نه در ميان امواج حائليم ، برخيزيد که چه بي جان در فکر


 

 ساحليم.


 

 انسان ، به سان بذري مستعد رشد و شکوفايي است .


 

 اين بذر را نيازي است و آن بي نيازي به غير .


 

 اولين گام ، حضور در تاريکيهاست وسفر به سينه ي خاک . (تفکر و


 

 طلب)


 

 بذر ، در دل خاک ، تنها و بي باک ، تا لحظه ي عروج به افلاک ،


 

 صبرانه منتظر است.


 

 صبر بر تاريکيها و تنهائيها ، سفر به خويشتن خويش ، کاويدن در


 

  اسرار، تحمل با تن و روان در جهت خروج از تاريکيهاي زمان ، تا نيل


 

 به بي زمان و بي مکان و يافت رمز شادابي جهان و رسيدن به


 

 خداوندگار روشنائيهاو زيبائيها.


 

 پس طلب در دل فزون کن راه مي رو.



[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!